|
KURD ONLINE .:كورد ئانلاين:.
KURDONLINE1.TK
|
|
ناوی (فایق)و كوڕی (عبدالله بهگ)ی كوڕی (كاكه حهمه)ی كوڕی (ئهلیاسه قۆجه)یه. بنچینهی بنهماڵهیان له قهڵاچوالانهوه هاتووهته سلێمانی و، خۆی له 1905 دا له سیتهك هاتووهته دنیاوه كه دێیهكه بیست كیلۆمهترهیهك له باكووری ڕۆژهڵاتی سلێمانییهوهو، ناوی (فایق)و كوڕی (عبدالله بهگ)ی كوڕی (كاكه حهمه)ی كوڕی (ئهلیاسه قۆجه)یه. بنچینهی بنهماڵهیان له قهڵاچوالانهوه هاتووهته سلێمانی و، خۆی له 1905 دا له سیتهك هاتووهته دنیاوه كه دێیهكه بیست كیلۆمهترهیهك له باكووری ڕۆژهڵاتی سلێمانییهوهو، ئهوسا مهركهزی قهزای شارباژیر بووه. عبدالله بهگی باوكی لهوێ (تابوور ئاغاسی) بووه. له دایكیشیهوه له بنهماڵهی ئاغهلهرهكانی سلێمانییه. ساڵی یهكهمو دووههمی تهمهنی له سیتهك بهسهربردووهو، پاشان ماڵیان هاتووهتهوه سلێمانیو، له تهمهنی سێ ساڵانا ئاوهڵهی دهرداوه. ههر به مناڵی باوكی له حوجرهی فهقێ خستوویهتیه بهر خوێندن. له 1911دا باوكی به ئیشی میری نێرراوه بۆ خانهقی و لهوێوه بۆ بهغدا. له بهغداوه ئهنێرێ به دوای ماڵو مناڵهكهیاو ئهیانباته ئهوێو، پاش ساڵێك خۆی چووه بۆ توركیاو ئهمانی له بهغدا بهجێهێشتووه. ئیتر فائق باوكی نهدیوهتهوه. ههر لهو ماوهیهدا حهمه سهعیدی برا گهورهی له ئاوی دهجلهدا ئهخنكێ و دوابهدوای ئهو دایكیشی كۆچی دوایی ئهكاو فایق ئهكهوێته لای خاڵی. ئهویش پاش چهند مانگێك ئهمرێو فایقو تاهیری برای بچووكی به بێكهس ئهمێننهوه. كه شهڕی یهكهمی جیهان دائهگیرسێو ڕێی هاتوچۆی بهینی بهغداو سلێمانی ئهبهسترێ، حاجی ئهمینی كاكه حهمهی مامی له سلێمانییهوه ئهنێرێته لای حاجی عهلی ئاغا كه له بهغدا بووه، كه چاودێریی فایقو براكهی بكاو ههر میراتێكیان له باوكو دایكیانهوه بۆ مابێتهوه بۆیان خهرج بكا. ئهویش ئهیانداته دهستی (حهبهخان) ناوێك كه خێزانی ئهفسهرێكی خهڵکی سلێمانی بووه له بهغدا دانیشتووه..... فایق له سلێمانی ئهخرێته قوتابخانهو له پۆلی سێههما وهرئهگیرێو، تا ساڵی 1923 بهردهوام ئهبێ له خوێندنداو، ههموو ساڵێ به یهكهم دهرئهچێ. لهوساڵهدا لهسهر ئارهزووی مامی ئهچێته خوێندنخانهی (علمیه) له كهركووك. بهڵام بۆی ڕێناكهوێ لهوێ بخوێنێ، ئهچێته بهغداو ساڵی 1924 - 1925 له (دار العلوم) بهسهرئهبا. لهوێیش لهبهر دهم بزێوی بژیو له ساڵی 1926 - 1927دا ئهگهڕێتهوه بۆ سلێمانی. لهوكاتهدا سلێمانی تهنها پۆلی یهكهمی ناوهندیی تیا بووه، ناچار تێی ئهچێ. لهو ساڵانهدا تهنگو چهڵهمهی ژیان ناچاری ئهكا دووكانێكی جگهرهچییهتی بكاتهوه، بهڵام ئهمهش سهرناگرێو دهس ئهكا به جگهرهو شقارته فرۆشتنی دهسگێڕو پاشان پهنا ئهباته بهر (ئهشغاڵ)و به ڕۆژانه له ڕێگای عهربهت ئیش ئهكاو چهند مانگێك لهسهر ئهم ئیشه ئهبێ. له 1928 دا بۆ ماوهی چهند مانگێك له ههولێر ژیاوه. لهو سهردهمهدا خوالێخۆشبوو (قالهی ئایشه خان) ئهندازیاری ئهشغاڵ بووهو سهرپهرشتیی كردنهوهی ڕێگای ههولێر - ڕهواندز - ڕایاتی كردووه، بێكهس دۆستی له ئهشغاڵ دامهزراندووه. ههر لهو ساڵهدا بێكهس ئهبێ به مامۆستای (زانستی)و له 1929 دا ئهبیسێ كه باوكی له مهرعهش له توركیا مردووه. له ساڵی 1930 دا به ههر دهردیسهریهك بووه بهدوای میراتی باوكیا ئهچێ بۆ توركیا، ههر لهو ساڵهدا به نائومێدی ئهگهڕێتهوه. ههر لهو ساڵهدا بوو ڕاپهڕینهكهی شهشی ئهیلوول له دژی ههڵبرژادنه ساختهكهی دامودهزگای پاشایهتی ڕوویدا. بێكهس یهكێك بوو لهو نیشتمان پهروهرانهی سهركردهییی ئهو ڕاپهڕینهیان كردو برینداریش بوو تیایا. لهئهنجامی ئهو دهورهیدا ئهیگرنو ئهیخهنه بهندیخانهوه. ههر لهسهر ئهم بهشداربوونو سهركردهیییهی لهسهر ئیشیش لایئهبهن. شیعر بهناوبانگهكهی (ئهی وهتهن مهفتوونی تۆم...)ی له ناو بهندییهدا وتووه.
ئهی وهتهن مهفتوونی تۆمو شێوهتم بیركهوتهوه
له ساڵی 1937 دا له وزهی میریدا نامێنێ مامۆستایهكی نهترسی وا له سلێمانیدا ههبێ گیانی خهباتو كوردایهتی بڵاوبكاتهوه، دووری ئهخاتهوه بۆ حیللهو پاش ساڵێك ئهینێرێ بۆ عهماره، بهڵام بێكهس قایل نابێ بچێ و دهس له ئیشهكهی ههڵئهگرێو دێتهوه سلێمانی، قوتابخانهیهك ئهكاتهوه تا 1941 دهرزی تیا ئهڵێتهوه. ئهوجا ئهیكهنهوه به مامۆستای قوتابخانهكانی میریو، تا دوادواییی ساڵی 1948 له قهرهداغو سلێمانیو سورداشو ههڵهبجه مامۆستا ئهبێ. له 18.12.1948 دا بۆ یهگجاری سهر ئهنێتهوه. بێكهس جگه له زمانی كوردی، عهرهبی و فارسی و تاڕادهیهك ئینگلیزییشی زانیوه. بهتایبهتی له عهرهبیدا دهسێكی باڵای بووه. هۆنراوهیهكی زۆری عهرهبیی لهبهربووه. وابڵاوه كه (معلقاتی سبعه) به تهواوهتی لهبهربووه.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:45 توسط kurd_online@yahoo.com | استاد حسن زیرک به سال 1300 در شهرستان بوکان واقع در قسمت کردنشین استان آذربایجان غربی ایران چشم به جهان گشود و در سن 5 سالگی از مهر پدر محروم گشت و بدبختی و تلخی و سختیهای فراوانی چشید و زندگی را در درون درد و رنج گذراند و عمری را در شهرهای کردستان ایران و عراق سپری کرد و مدت زیادی در بخش کردی رادیو بغداد همکاری کرد و از سال 1337 که بخش رادیو کردی ایران در تهران برای اولین بار گشایش یافت همکاری خود را با این مرکز آغاز کرد. حسن زیرک گرچه به خاطر شرایط سخت زندگی از نعمت درس و تحصیل بیبهره ماند ولی استعداد کمنظیری در سرودن شعر و آهنگسازی کردی داشت و این استعداد به همراه صدای منحصر به فرد، سبب گردید که خالق آثار مانا و ماندگاری در عرصه موسیقی کرد باشد و ترانههایش در سرتاسر کردستان محبوبیت یافت به شکلی که اینک صدای او در جای جای مناطق کردنشین و در کوچهها و خیابانها و در خانهها و مغازهها طنینانداز گردیده است. حسن زیرک که در رادیو کردی تهران فعالیت داشت با خانم میدیا زندی گوینده بخش کردی ازدواج کرد که حاصل آن ازدواج دو دختر به نامهای مهتاب (آرزو) و مهناز (ساکار) بود که چند ترانه را برای فرزندانش اجرا کرده است.زندگی حسن زیرک همیشه با کوچ و آوارگی همراه بود و یکی از شهرهایی که در آن مدت زیادی اقامت داشت کرمانشاه بود و همکاری او در این شهر با هنرمندان برجسته کرمانشاهی همچون استاد مجتبی میرزاده، محمد عبدالصمدی، اکبر ایزدی و بهمن پولکی سبب خلق آثار زیبایی شد. حسن زیرک مدتی به عراق میرود و در مسافرخانه "فهندهق شمال" به شاگردی میپردازد و روزی هنگام نظافت که مشغول زمزمه یکی از ترانههایش بوده مسافری به نام جلال طالبانی (رهبر اتحادیه میهنی کردستان عراق و رئیس جمهور کنونی دولت موقت عراق) که در آنجا اقامت داشته با شنیدن صدای حسن زیرک او را به رادیو بغداد برده و در آنجا مشغول به کار میشود و در سال 1337 به ایران برمیگردد. رفتار دولت وقت ایران با حسن زیرک او را دچار مشکل فراوانی کرد، به ویژه وقتی که دکتر شیخ عابد سراجالدینی رییس وقت برنامههای کردی رادیو تهران بود به او اجازه کار نداد و این کار سراجالدین چنان تاثیر منفی بر دل لطیف حسن گذاشت که دیگر هیچ وقت به رادیو برنگشت و با دلی شکسته باروبند خود را به سوی بغداد پیچید. هنگامی که به بغداد رسید در آنجا نیز او را دچار مشکل کردند، او را گرفته و روانه زندان کردند، در آنجا زیرک را به پنکه سقفی بسته و شکنجه دادند. پس از رهایی از بغداد مجددا به تهران برگشت، در تهران نیز ساواک او را گرفت و شکنجه داد که جریان شکنجهاش در ساواک را خودش در نوار گفته که صدای او هنوز به یادگار مانده است و این رویدادها نشان دهنده این است که حسن زیرک نه در ایران و نه در عراق روی خوشی و راحتی و آزادی را ندید. در سالهای 1341 تا 1343 در کرمانشاه بود و با رادیو کرمانشاه همکاری داشت و بیشتر این درد و غمها و مصیبتی که به حسن رسیده بود بخاطر عدم توجه حکومت وقت به هنرمند بزرگ کرد بود... سالهای پایانی زندگی زیرک در تلخی و ناکامی گذشت و چندان به آواز نمیپرداخت. در منطقه بوکان قهوهخانهیی دایر کرد و در میان مردمی که دوستشان داشت و دوستش داشتند آخرین نفسهایش را در رنج و بیماری کشید و سرانجام در چهارم تیرماه 1351 در بیمارستان شهر بوکان به علت بیماری لاعلاج چشم از جهان فروبست و بر فراز کوه نالشکینه که از کوههای معروف و زیبای آن منطقه است به خاک سپرده شد همسر مرحوم حسن زیرک که خودش گوینده بخش کردی رادیو تهران قدیم است مینویسد: »حسن زیرک نزدیک به هزار ترانه در تهران و کرمانشاه اجرا کرده بود و بخاطر همین ترانههای او بود که روزانه نزدیک به دوهزار نامه نوشته میشد و حتی درون نامه پول قرار میدادند تا ترانه مورد درخواست آنان پخش شود و در کل برنامههای کردی رادیو تهران و کرمانشاه بخاطر صدای دلنشین حسن زیرک مورد توجه همه قرار گرفته بود و آن موقع هر روز دو بار برنامه (ما و شنوندگان) پخش میشد و حسن زیرک با صدای رسا و لذتبخش خود باعث معروفیت و کیفیت و شکوفایی برنامههای کردی در تهران و کرمانشاه شده بود و سیل نامههای طرفداران ترانههای او هر روز به رادیو جاری بود اما پس از این همه خدمت ، حسن زیرک را دیگر به رادیو راه ندادند واو را از یاد بردند درحالی که در 28 مرداد 1341 که برد ایستگاه رادیوی کرمانشاه به صد کیلو وات رسیده بود صدای حسن زیرک به همه شهرها و روستاهایکردنشین میرسید « استاد شهرام ناظری هنرمند بلند آوازه موسیقی سنتی ایران در خصوص صدای حسن زیرک چنین اظهار داشت: »در خصوص مرحوم حسن زیرک، در مجموع فقط میتوانم بگویم که یک انسان نابغه به معنای واقعی بود، یعنی در همان لحظه که وارد ارکستر رادیو میشد و به اتاق ضبط میرفت بداهتا هم شعر میسرود، هم آهنگ میساخت و هم آن را میخواند که تا کنون چنین موردی در موسیقی سابقه نداشته است و با توجه به این نکته که ایشان سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند اما موسیقی و شعر را به صورت الهامی و حفظ شده میخواند و واقعا از افراد کاملا استثنایی و از نوابغ موسیقی کردی بودند و بنده در میان خوانندگان کرد علاقه خاصی به صدای حسن زیرک دارم.« مرحوم حسن زیرک در رادیو تهران آثاری به ثبت و ضبط رسانید که اغلب با ساز اساتیدی همچون استاد حسین یاحقی، استاد حسن کسایی، استاد جلیل شهناز، جهانگیر ملک، احمد عبادی و به سرپرستی زندهیاد مشیر همایون شهردار همراه بود. در خصوص شخصیت هنری حسن زیرک نظر استاد بیژن کامکار خواننده و نوازنده برتر کشورمان را نیز جویا شدیم که ایشان هم با اعلام این مطلب که علاقهزیادی به صدای مرحوم حسن زیرک دارد گفت: »حسن زیرک یکی از برجستگان موسیقی کرد به شمار می آید و خیلی از آهنگهای کردی یا فارسی که الان به اجرا در میآید الهام گرفته از آثار آن هنرمند است و شهرت و محبوبیت حسن زیرک فقط محدود به مرزهای ایران نیست بلکه در کشورهای اروپایی وتمام نقاط کردنشین جهان امتداد دارد.«چندی پیش رییس شورای اسلامی شهر بوکان در گفتوگو با نشریه سیروان (یکی از نشریات محلی استان کردستان) اعلام کرد که عملیات اجرایی احداث مجتمع توریستی حسن زیرک و همچنین ایجاد خیابان 12 متری به نام وی تا محل آرامگاهش آغاز میشود که اگر اینچنین باشد باید به مسوولان مربوطه و ذیصلاح منطقه بوکان دستمریزاد گفت و همچنین در سال گذشته فیلمی از زندگانی حسن زیرک در شهر سلیمانیه عراق ساخته و تا چند ماه بر پرده سینماهای شهرهای کردستان عراق اکران شد که در این فیلم گوشه هایی از سختی و مشقتهای این هنرمند اصیل و ارزشمند را در ایران و عراق به نمایش گذاشته بود. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:40 توسط kurd_online@yahoo.com | هنگامی که از زبان کردی سخن به میان میآید، مقصود زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن میگویند. برخی از زبان شناسان و شرق شناسان غربی که با زبان کردی مانوس بودهاند، بیشتر این اطلاعات را به شکلی کلی یا ویژه ارائه داده وگفتهاند که: این زبان در عداد زبانهای هندواروپایی و خانوادههای هند و ایرانی و در زمرهٔ زبانهای ایرانی است وبا زبان فارسی قرابت نزدیکی دارد. اینک این سوال پیش میآید که پیدایش زبان کردی چگونه بوده است؟ اشکار است که زبان هر زاد و بومی زبان ساکنان آن است؛ اگر رویدادهای تاریخی باعث ایجاد تغییرات نژادی نشده باشد آن زبان همان زبان ساکنان دیرین آن سرزمین است. عکس این موضوع نیز صادق است. اینک ببینیم این موضوع در مورد زبان کردی چگونه صدق میکند؟. سرزمینی که آن را کردستان مینامند و کردها در آن ساکنند، محل کشف باقیماندهٔ اجساد فسیل شدهٔ انسانهای باستانی است. این استخوانها که در "شانه دری" یافت شده است، دارای اهمیت بسیاری است؛ چرا که، اولین بار است بقایای انسان عصر سنگی - که 60 هزار سال پیش از این عراق را مسکن خویش ساخته است، یافت میشود. (ت. باقر-1973) [1] شصت هزار سال پیش از این محدودهای که اینک کردستان نامیده میشود،آباد و ماوا و پناهگاه مردمانی بوده که زبانی هم برای سخن گفتن داشته اند؛ اما از آن جا که سخن گفتن دربارهٔ این زبان کار دانشمندان باستان شناس است؛ به همین جهت همراه با تابش انوار آفتاب 2750 ساله بربالهای زمان و گذر ایام خود را به پیش میکشیم و به دورانی میرسانیم که، اقوام ماد خود را به ایران کنونی و غرب آسیا رساندند و با نژادهای خوژیایی، لولوبیان، گوتی، کاسی، (خوری یا هوریها) - که در دامنههای آن سوی کوههای زاگرس میزیستند و تا حد مناسبی زندگی خود را سامان داده بودند و جمهوری و تمدنی نسبتاً پیشرفته تأسیس کرده بودند – مواجه شدند. مادها ظرف 200 سال طومار این حکومتها را در هم پیچیدند و در سال 612 پیش از میلاد مسیح امپراتوری بزرگ مادی را بنیان نهادند و بدین ترتیب زبان مادی به زبان رسمی بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در کردستان، سیزده قرن سپری شده است. در این مدت طولانی سرزمین ماد بزرگ و کوچک و سرزمینهای دیگری که به سرزمین ماد ملحق شده اند؛ از حیث نظامی وسیاسی بسیار دست به دست شده اند. و قدرت سیاسی به دست افراد مختلفی - که زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده است - افتاده است. هر حکومتی هم که برسر کار آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمی بر این سرزمین تحمیل کرده است. در اوضاع واحوال آن روزگاران، که تمامی بنیادهای اجتماعی کم رنگ شده و رو به افول نهاده بوده است، این جابه جایی درقدرت نمیتواند از تأثیر نهادن بر این بنیادها برکنار بوده باشد. تاریخ، برخی رویدادها را ثبت کرده است که طی آن، سلطهٔ سیاسی بریک سرزمین، تغییرات نژادی بنیادی و ایستایی زبان را در آن سرزمین باعث شده است. امروز ردپای تأثیر جابه جایی در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوری ماد به وضوح میتوآن دید. به عکس در بخشی از غرب سرزمین ماد، بنیادها همچنان دست نخورده مانده است. بلکه تسلط مادها وضعیت نژادی وزبانی برخی از سرزمینهایی را که بعدا به قلمرو مادها ملحق شد، تغییر داده و به مسیر توسعهٔ مادی کشانده است و به موازات بخش غربی قلمرو خود، آنها را توسعه داده است. بیشتر تاریخ شناسان پر آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند."اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم میکنند؛ از کجا آمدهاند؟" (مینورسکی 1973) پیش از این گفتیم: زبان هر سرزمینی – اگر رویدادهای تاریخی آن راتغییر نداده باشند – زبان ساکنان کهن همان سرزمین است. چنان که گفته شد رویدادهای تاریخی وجابه جایی حکومتها طی سیزده قرن، نتوانسته است چیزی رادر بخش غربی قلمرو ماد، تغییر دهد. و امروز ساکنان این بخش از مادستان کهن، کردها هستند که نوادگان میدیها به شمار میروند. به راستی بیش از این که بگوییم زبان کردی از اساس پایان نشو و نما و تکامل زبان مادی است؛ میتوان به گونهٔ دیگری اظهار نظر کرد؛ بیتردید، خیر! چرا که همهٔ اسناد تاریخی که دانشمندان - تنها به منظور خدمات علمی – بررسی و تجزیه و تحلیل کرده اند؛ تاکنون همین حقیقت را آشکار کردهاند که؛ زبان کردی امروز آثار و نشانههای کمال یافتگی زبان مادی دیروز را دز خود دارد. همچنان که آگاهیم، زبان یک پدیدهٔ اجتماعی است که براساس قواعد مشخص خود تغییر میکند؛ تکامل و توسعه مییابد و در سیر تکاملی خود از دیگر زبانها تأثیر میپذیرد؛ و او هم بر آنها اثر میگذارد و گاهی در این گیر و دار میمیرد. زبان مادی نیز از این قاعده مستثنی نیست و از همهٔ زبانهایی که به پشتوانهٔ قدرت سیاسی در قلمرو ماد زبان رسمی بودهاند، تأثیر پذیرفته و برآنها تأثیر گذاشته است و تا امروز زنده مانده است. بویژه زبان پارتی (فارسی = پهلوی اشکانی)، که به نظر زبان شناسان همراه با زبان مادی در زمرهٔ زبانهای شمال شرقی، خانوادهٔ زبان ایرانی جای میگیرند؛ .بیش از دیگر زبانها بر زبان مادی تأثیر نهاده است و امروزه رد پای این تأثیرات در گویش آیینی زبان کردی، دیده میشود. همزمان با سقوط و فروپاشی امپراتوری ساسانی و ترویج اسلام در کردستان، وقفهٔ تازهای برای زبان کردی آغاز شد - که جداگانه در مورد آن بحث خواهد شد - تنها مشکل این است که ما از زبان مادی اوآخر دورهٔ ساسانی سند مکتوبی در دست نداریم تا موشکافانه در بارهٔ آن اظهار نظر کنیم. اما این موضوع سبب نخواهد شد که نتوانیم بگوییم: این زبان در آن زمان زبان مادی بوده است. که به نسبت زبان رایج دوران اقتدار امپراتوری، دستخوش تغییرات 1300 ساله شده است. به همان نسبت که زبان پارسی باستان پیشرفت کرده و به زبان دری / پارسیک تبدیل شده و آمادگی و ظرفیت آنرا یافته است که زبان پارسی کنونی از آن جدا شود؛ یک نتیجه گیری آنی اقتصا میکند که، زبان مادی هم پیشرفت کرده و دستخوش چنان تحولات و دگرگونیهایی شده
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 16:36 توسط kurd_online@yahoo.com | شیرکو بیکس (به کردی: Şêrko Bêkes) (زاده دوم ماه مه ۱۹۴۰) شاعر معاصر کرد عراقی است که از سوی انجمن قلم سوئد برنده جایزه توچولسکی (Tucholsky) شد. سرودههای او به زبان کردی هستند. شیرکو در سال ۱۹۴۰ میلادی در شهر سلیمانیه عراق به دنیا آمد. پدرش فائق بیکس از شاعران بنام روزگار خود بود. بیکس بخاطر مشکلات سیاسی از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ در سوئد زندگی میکرد و پس از آن به عراق بازگشت. در ۱۹۶۸ اولین مجموعه شعر شیرکو بنام مهتاب شعر منتشر شد و از آن زمان تا کنون چندین مجموعه شعر، دو نمایشنامه منظوم و ترجمه پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی و عروسی خون اثر لورکا به زبان کردی از او به چاپ رسیده است . از جمله دفترهای شعر این شاعر میتوان از دو سرو کوهی، عقاب، رود، سپیده دم، آفات، کرکس، عطشم را شعله فرو مینشاند، دره پروانهها، صلیب، مار و روز شمار یک شاعر، سایه و آزادی، این واژه بیآبرو نام برد که به زبانهای فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، عربی و غیره ترجمه و چاپ شده اند. در ایران نیز در مجموعههایی از او همچون منظومه بلند دره پروانه (دهربهندی پهپووله) و آزادی، این واژه بیآبرو با همت محمد رئوف مرادی ترجمه و به چاپ رسیده است . مهمترین ویژگی کارهای شیرکو بیکس، غربتی است که بنمایه اصلی . چند شعر از کتاب "سلیمانیه و سپیدهدم جهان" سروده شیرکو بیکس/ ترجمه: محمد رئوف مرادی، مریوان حلبچهای و امان جلیلیان/ بازسرایی: سیدعلی صالحی/ موسسه انتشارات نگاه/ چاپ اول/ تهران – 1385 ای بینشان ابر را در برابر چشمهای ابر باد را در برابر چشمهای باد باران را در برابر چشمهای باران خاک را دزدیدند، و سرانجام در برابر همه چشمها دو چشم زنده را زنده به گور کردند چشمهایی که دزدها را دیده بود. اگر پایان رنجها
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 18:9 توسط kurd_online@yahoo.com | + نوشته شده در شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 12:26 توسط kurd_online@yahoo.com | ماموستا هیمن سرگذشت: محمدامین شیخالاسلامی مُکری ملقب به هیمن (به معنی متین) و یا هیمن موکریانی (زاده بهاروی در روستای شیلان آباد از توابع مهاباد در شمال غرب) ایران دیده به جهان گشود. پس از به پایان رساندن آموختن در خانقاه شیخ برهان در شرفکند، هیمن در سال 1942 همراه با دوست خود هژار به جمعیت احیای کرد (کومهلهٔ ژیانهوهٔ کورد) پیوست. در جمهوری مهاباد (ژانویه تا دسامبر ۱۹۴۶) به عنوان شاعر ملی جمهوری کردستان ملقب شد و منشی حاجی بابا شیخ، نخست وزیر آن جمهوری گشت. پس از سقوط جمهوری، هیمن به شهر سلیمانیه در کردستان عراق پناهنده شد و در آنجا اقامت گزید. در آنجا دستگیر شد ولی مخفیانه به لاچین بازگشت. پس از قرارداد آشتی ۱۱ مارس ۱۹۷۰ میان مبارزهگران کرد و حکومت عراق، هیمن به بغداد رفته و در آنجا اقامت گزید و عضو فعال فرهنگستان علوم کرد شد. هیمن پس از سرنگونی پادشاهی پهلوی (۱۹۷۹) به صفوف پیشمرگان حزب دموکرات کردستان ایران پیوست و تا کنگره چهار در حزب باقی ماند و بعد از آن خود را به حکومت جمهوری اسلامی ایران تسلیم کرد و در ایران یک انتشاراتی کردی به نام انتشارات صلاحالدین ایوبی در شهر ارومیه برپا کرد. آن انتشاراتی از بهار ۱۹۸۵ یک فصلنامه فرهنگی به نام سروه (نسیم) به چاپ میرساند که هیمن تا زمان درگذشتش مسئول آن فصلنامه بود.او قبل از انقلاب مردم ایران در سال 1357 هیمن در روزنامه کردستان که در تهران منتشر میشد، همکاری میکرد.
هیمن در روزنامههای کوردستان، ههواری کورد (فریاد کرد)، ههواری نیشتمان (فریاد میهن)، گروگالی مندالان (قیلوقال کودکان)، آگر (آتش) و ههلاله (لاله) نیز مینوشت. · منابع :
Rad barez eslam abad gharb 1386 برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 12:4 توسط kurd_online@yahoo.com | چند تصوير جديد از مريوان
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:13 توسط kurd_online@yahoo.com | |